« كامنت ها |
صفحه اول
| نگفتنيها -آخر »
۰۸:۰۸ جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
نگفتنيها -2
حفاظت اطلاعات سپاه كه آن روزها آقاي مرتضي رضايي از فرماندههان با سابقه سپاه و فرمانده كل سپاه پاسداران پيش از آقاي محسن رضايي مسئوليت ان را بر عهده داشت تيمي را در روزهاي آخر سال 1378 حدود هشت روز پس از انجام ترور شناسايي و معرفي كرد. چهار نفر اصلي كه بر اساس گزارش اوليه معاونت اطلاعات سپاه اين تيم كه مبادرت به اجتماع و تباني براي انجام ترور كرده بودند عبارت بوند از آقايان سعيد عسگر، مجيد روغني، پورچالويي و جان نثاري.
اين افرادر هريك به نوعي وابسته به سپاه پاسداران بودند اعم از بسيجي و كادر و سرباز به همين دليل حفاظت اطلاعات سپاه آنان را معرفي و دستگير كرد.
اما فرضيه ما به عنوان دوستان حجاريان اگرچه در مورد مقدمين به ترور به تيمي شبيه به تيم معرفي شده رسيده بوداما به دليل اينكه اين ترور را تروري كور و خودسرانه نميدانستيم برايمان تشكيل پرونده و ختم ماجرا به طرفيت اين چهار پنج جوان موضوع را حل نميكرد. چه آنكه نوع تفهيم اتهامات و سير بازجوييها از اين افراد اين گمانه را تقويت ميكرد كه تيمي معرفي شده است تا براي كوتاه مدت آتش افروخته شده در افكار عمومي را بخواباند و سپس آنها با حداقل مجازات ممكن و عفو آزادي مشروط به زندگي عادي خودشان بازگردند. به همين خاطر مجموعه ما به كار خود ادامه تا تا بيش از عوامل عملياتي به آمران و توجيه كنندگان اين ترور دست پيدا كند. كمااينكه سعيد حجاريان با هوشمندي و ذكاوتي كه دارد بلافاصله بعد از اينكه توانست صحبت كند هنگامي كه در مورد تيم ترور و ضاربش مورد پرسش قرار گرفت گفت دكتر من ظفر قندي است قاضي پرونده رازقندي است و احتمالا عامل ترور هم بزبز قندي است. با اين مطايبه حجاريان خود نيز نپذيرفت كه سعيد عسگر بدون هيچ عقبه فكري و سازماني خودسرانه انجام چنين كاري را بر عهده گرفته باشد. به همين خاطر تلاش هاي آقاي عليزاده رئيس كل دادگستري آن زمان براي قانع كردن حجاريان به طرح شكايت شخصي به جايي نرسيد. چرا كه اين اقدام اگر سوي حجاريان صورت ميپذيرفت اقدامي ضد امنيت ملي را تبديل به يك نزاع شخصي طرفيني ميكرد.
در دادگاه نيز همه انتظار داشتند كه اقدام تروريستي مسلحانه مجموعه معرفي شد كه عينا مصداق فعل محاربه بود تحت همين عنوان طرح و محاكمه بر اساس اين اتهام صورت بگيرد كه هرگز چنين نشد. با اينكه درست يكسال قبل از آن علي رازيني از مقامات وقت قوه قضايي و رئيس دادگاه ويژه روحانيت توسط تيم ترور گروه مهدويت مورد سوء قصد قرار گرفت بود و بي آنكه آسيب جدي به او برسد اعضاي تيم مزبور به اتهام محاربه محاكمه و براي تعدادي از آننا حكم اعدام صادر شد.
در حاليكه اين تيم معرفي شده بود اما كارگروه حزب در رابطه با ترور حجاريان كماكان به خاطر دريافت اطلاعات متعدد در مورد ترور هنوز به كار خود ادامه ميداد. گمان ميكنم در تاريخ 20 فروردين براي نخستين بار آقاي حسين كاشفي عضو شوراي مركزي حزب و رئيس ستاد انتخابات شوراهاي حزب در جلسه اي كه من، آقاي دكتر ميردامادي و ايشان حضور داشتيم دفترچه اي قرمز رنگ را به آقاي ميردامادي داد و اضافه كرد كه يكي از اعضاي انصار حزب الله اطلاعات عجيب و غريبي در مورد تيم ترور آقاي حجاريان و برخي ديگر از حوادث سياسي و امنيتي و خرابكارانه سالهاي اخير دارد. و مايل است اين اطلاعات را در اختيار حزب قرار دهد.
آقاي ميردامادي با تورق اجمالي اين دفتر آن را به من تحويل داد تا در كارگروه فوق الذكر مورد بررسي قرار دهيم. يكي دو روز پس از آن آقاي دهقاني از دوستان بسيار خوب ما و همكاران آقاي كاشفي به دفتر روزنامه مشاركت آمد و گفت در مورد موضوعي كه آقاي كاشفي با شما صحبت كرده است نويسنده آن خاطرات اصرار دارد كه اطلاعاتي مهم را در اختيار حزب قرار دهد. من به ايشان گفتم دفترچه خاطرات او را خوانده ام نكته اي كه به ترور حجاريان مربوط باشد در آن يست. آقاي دهقان گفتند كه ظاهرا آن خاطرات را پيش از ترور نوشته است هنگامي كه در زندان بوده، ولي مدعي است كه اطلاعات ويژه اي در مورد تيم ترور و نيز تيم معرفي شده دارد.
من با آقاي دكتر ميردامادي و اعضاي كارگروه مشورت كردم و بنا شد كه حرف هاي ايشان را بشنويم اما تأكيد دوستان بر اين بود كه به تنهايي در نشست با وي حاضر نشوم لذا قرار شد كه با مهندس علي زحمتكش كه عضو كارگروه و از اعضاي مؤسس حزب و نيز از دوستان حاضر در تيم محافظت از سعيد بود او را ملاقات كنيم.
آقاي دهقاني كه رابط تشكيل جلسه بود، روز و ساعت و مكان ديدار را به ما اطلاع داد، اين قرار براي ساعت ده اولين جمعه ارديبشهت 79 در دفتري در خيابان گاندي تنظيم شد.
روز موعود من به بيمارستان سينا رفتم چون شيفت آقاي زحمتكش در تيم مراقبت بود و از انجا با ايشان به محل قرار رفتيم. من تا آن موقع اميرفشاد ابراهيمي را نديده بود و محمدرضا ابولحسني كه رابط آقاي ابراهيمي با آقاي دهقاني و كاشفي بود را تنها چند بار در ستاد انتخابات شوراهاي حزب ديده بود. محمدرضا از بچه هاي بسيار خوب و فعال بود البته عضو هيچ تشكل سياسي دانشجويي نبود ولي ارتباطات خوبي با بچه هاي انجمن، مجمع روحانيون و برخي از اعضاي حزب ما داشت.
در اين ملاقات چهار نفره كه هر چهار نفر بعدا درگير پرونده نوارسازان شدند. آقاي ابوالحسني به درخواست خود اميرفرشاد دوربيني را كارگذاشته بود و ما به هنگام ورود به دفتر مشاهده كرديم كه دوربين روي پايه نصب شده به گونه اي كه امير فرشاد در آن تك گويي نمايد.
دوربين و ملحقاتش متعلق به آقاي ابوالحسني بود و من و آقاي زحمتكش اساسا مطلع نبوديم كه قرار است از اظهارات آقاي ابراهيمي فيلمي تهيه شود.
آقاي زحمتكش پس از احوالپرسي و گپ و گفت اوليه مؤكدا از امير فرشاد سؤال كرد كه آيا اين اظهارات و اطلاعات را براي بار نخست كه در جمعي ميخواهي عنوان كني و امير فرشاد با تأكيد گفت تا كنون اين حرفها را هيچ جا نزده ام. آقاي زحمتكش به ايشان توصيه كرد كه سخناني كه در دفترچه قرمز نوشته بودي اگر درست باشد اطلاعات خطرناكي است و ممكن است افشاي آن باعث دردسر برايت شود، امير فرشاد توضيح داد كه من به تازگي از زندان آزاد شده ام و هزينه داشتن اين اطلاعات را پرداخته ام. به هر حال آقاي ابراهيمي حرفهاي خود را آغاز كرد و چيزي حدود 100 دقيق سخن گفت و از عالم و آدم خبر داد و در مورد تيم ترور آقاي حجاريان هم ادعاهايي را مطرح كرد.
آقاي زحمتكش پس از پايان حرف هاي ابراهيمي از ابوالحسني خواست كه اصل فيلم را همانجا به ايشان بدهد، تكثير و احيانا توزيع اين فيلم مي توانست براي ابراهيمي خطرات جدي ايجاد كند، بنا بر اين شد كه آقاي زحمتكش بدون واسطه اين فيلم را به آقاي خاتمي به عنوان رئيس شوراي عالي امنيت ملي برساند تا اظهارت آقاي ابراهيمي توسط كارشناسان امنيتي مورد بررسي قرار گيرد.
ناهار را در همان دفتر خورديم و از يكديگر خداحافظي كرديم.
پايان بخش دوم
سعيد شريعتي
|| نظرات (8)
|| دنبالک (0)
دنبالك
دنبالك اين نوشته: http://saeedshariati.ir/cgi-bin/mt333/mt-tb.cgi/35
|
نظرات
منتقد :
سلام آقای شریعتی عزیز
در ابتدا اینکه من به اهانتهایی که عموما از طرف خارج نشینها و بخشی از طیف حاکم داخلی به شما میشه اعتقادی ندارم و فقط میخوام محترمانه نقد کنم. همچنین باید بگم که به اعتقاد من ساعت یازده و نیم شامگاه بیست و دوم خرداد نه تنها اشتباهترین برهه زندگی سیاسی آقای موسوی بلکه اشتباهترین برهه کل زندگی ایشون بود. ولی یک چیزی شدیدا داره منو آزار میده و اون اینکه نگاه شما و همچنین اکثر شخصیتهای نزدیک به آقای خاتمی و اصلاحات که قصد نقد درون گروهی رو دارند بعد نقد جریانهای خارج نشین که هیچ محلی از اهمیت و تاثیرگداری سیاسی ندارند فقط معطوف به شخص آقای میرحسین موسوی است.
نکته اول مربوط به قبل انتخاباته که سریالی از نقدهای بیرحمانه (به سبب یکطرفه بودن و جانماز آب کشیدن) از شخصیتهای اصلاحات نسبت به عملکرد دهه اول انقلاب، سالها بود که نثار آقای موسوی میشد که بعضا تا الان هم ادامه داره. آقای شریعتی عزیز من این رو بازی با احساسات مردم میدونم که میرحسین دهه اول انقلاب رو بازیگر اول و منشا و محور اصلی تحجر و تندروی دهه اول انقلاب (اگر بپذیریم که وجود داشته)، به مردم معرفی کنیم. مگه نمیدونیم که اکثریت قریب به اتفاق سران کنونی و خط دهندگان و تصمیم گیرندگان اصلاحات که شما هم در حال حاضر سنگشون رو به سینه میزنید در دهه اول انقلاب گردانندگان اصلی قوه قضائیه، وزارت کشور، مکتب های به اصطلاح قرض الحسنه و غیره بودند و با مغالطه مسئولیت همه تصمیمات آنچنانی رو مثلا میخوان به گردن یک نفر مثل آقای لاجوردی بندازن که خب ایشون تا حد پستش اختیار داشته نه بیشتر. میدونیم که همین آقای خاتمی عزیز تقریبا همزمان با آقای موسوی که آن زمان خیلی کمتر شناخته شده تر از آقای خاتمی بودند مسئولیت روزنامه های کیهان و جمهوری اسلامی رو داشتند و سرمقاله های آقای موسوی به التزام عملی به اصل آزادی، حداقل یک مقدار نزدیکتر بوده که من دو نمونشو براتون میذارم
www.rajanews.com/detail.asp?id=43430
www.rajanews.com/detail.asp?id=43502
www.rajanews.com/detail.asp?id=48699
(نقل قولم از رجا واسه این بود که جای دیگه اینو پیدا نکردم ولی به نظرم صحت خبردهی رجا در مورد جریانات گذشته بیشتر از صحت خبردهی این سایت در مورد جریانات حال هست و قابل اعتماده چون عینا از آرشیو روزنامه ها آورده) حالا عجیبه که مثلا حزب مشارکت ده سال سعی داشت با سرپوش گذاشتن روی تاریخ به تجلیل آقای بازرگان بپردازه و آقای خاتمی رو با ایشون دارای یک نوع دیدگاه معرفی کنه که البته اگر به این تغییر نگرش بیست ساله آقای خاتمی اشاره میشد و نفی نمیشد مشکلی نداشت و مشکلش فقط اون سرپوش گذاشتن بود. اگه مثلا مثل آقای زیباکلام علنا گفته بشه که من سی سال پیش نوع دیگه ای فکر میکردم ولی با تجربیاتی که توی این سالها بدست آوردم حالا اینجور فکر میکنم و با اینکه صد در صد مخالف براندازی هستم و راهکارم تنها اصلاح درون سیستمیه ولی تغییر نگرشمو هم نسبت به سی سال پیش تایید میکنم؛ خیلی از مشکلات از بین میره ولی اون نفی مصرانه تاریخ و گذشته و دروغ خوندن اون در مقابل اسنادی که طرفداران جریان حاکم پی در پی ارائه میدن باعث به وجود اومدن مشکلات اساسی میشه.
در مورد آقای موسوی هم اینکه ایشون قطعا ضعف داشته ولی میدونیم اصرار ایشون به پایان جنگ در برهه هایی که ایران تو جنگ با عراق دست بالا داشت بالاخره سال شصت و هفت منجر به پایان جنگ شد که من میگم بزرگترین افتخار برای ایشون و بهترین تصمیم تاریخ سی ساله انقلابه در حالی که قضایای بعد فتح خرمشهر رو هم میدونیم
www.rajanews.com/detail.asp?id=39292
نکته دوم مربوط به اتخاباته. آقای شریعتی عزیز میدونیم که آقای موسوی از لحاظ زندگی شخصی شرافتمندترین شخصیت مهم جناح موسوم به چپ و اصلاحات کنونیه. شما میگید که ما مناظره رو پیش بینی کرده بودیم و گفته بودیم که عصبانی نشه ولی به نظر من اگه عصبانی نمیشد تازه بدتر از اونی که اتفاق افتاد هم میشد. آقای موسوی دستش بسته بود و همچنین به خاطر اعمال اقتصادی اشخاصی که شما الان سنگشون رو به سینه میزنید و ملاحظه اونها و ملاحظه برخی مسائل دیگه جواب آقای احمدی نژاد رو نداد. اگر آقای موسوی جواب میداد که این اشخاص رو شما نام میبرید و اسنادی هم آقای پالیزدار منتشر کردند که نتیجش اینه که شخصیتهای بزرگ دو جناح به فساد آلوده هستند ولی این فقط شعار کلامی و نه شعار عملی شماست چون شما از من که چیزی به دست نیاوردی و من هم تقریبا تنها نمونه ای از شخصیتهای انقلابم که بر حسب فرمایش حضرت علی (ع) به قدرت پشت پا زدم و بیست سال از قدرت دور شدم در حالی که در تمام این بیست سال همه اول از بنده برای در دست گرفتن قدرت دعوت میکردند، پس بنده باید به شما معترض باشم که چرا چهار سال عوامفریبانه فقط شعار مبارزه با مفاسد شخصیتهای اصلی نظام رو برای ادامه قدرت خودتون دادید و اونو عملی نکردید، قوه قضائیه هم کاملا در اختیار مقام رهبری است و نمی فهمم چرا به بنده اعتراض میکنید؛ آقای شریعتی عزیز اون موقع بدون شک آقای موسوی برنده بلامنازع این انتخابات بود.
آقای شریعتی عزیز آقای موسوی به خاطر دوستان شما مصلحت اندیشی و سکوت به خرج داد و شما میگید اشتباه اونجا بود که تو مناظره عصبانی شد.
آقای شریعتی عزیز داشتم پستهای قبل انتخابات شما رو نگاه میکردم خوشبختانه این پست شما هنوز موجوده:
سعید شریعتی (دوازدهم خرداد هشتاد و هشت): زمينه سازي کيهان براي تقلب گسترده در انتخابات
علاوه بر اين خبر، اخبار ديگري هم حاکي است به جهاد دانشگاهي و مؤسسه نظرسنجي آن (ايسپا) دستور داده اند هفته آخر نظرسنجي نکند و تيمي از بسيج با سربرگ جهاد دانشگاهي به اين اقدام مبادرت خواهد کرد... به هوش باشیم
www.facebook.com/posted.php?id=665165605&start=100&hash=e12418b0ebbdb2e3dfdf7fb7428bf54f
کما اینکه یه پست دیگه هم قبلا داشتید با این مضمون که جریان حاکم نتیجه انتخابات رو از کجا از الان میدونه و دستهایی در کاره، که الان تو صفحتون دیگه موجود نیست.
آقای شریعتی عزیز میرحسین موسوی بیست سال نیومد و وقتی اومد آنجوری عمل نمود که شما برایش مهیا کرده بودید و حالا نوک پیکان همه در جایگاه نقد فقط ایشونه. آقای خاتمی در حوزه تئوری در اصلاحات فوق العاده عمل کرد ولی میدونیم در حوزه عملی اونجاهایی که باید می ایستاد اینکارو نکرد. آقای موسوی بیست سال در سکوت خبری بود و تنها در سه چهار جا در بحرانهای اساسی که اصلاحات دچارش شده بود به کمک دولت آقای خاتمی اومد و از شخص رئیس جمهور محکمتر موضع گرفت. چرا آقای خاتمی در جریان انتخابات مجلس ششم محکم پشت آقای تاجزاده نایستاد تا اتفاقات سال گذشته هم یک روند دیگه ای پیدا میکرد. جریان حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب در یکی دو سال اخیر تاثیرگذارترین جریان روی آقای موسوی بود. جریان شما به خاطر انفعالی که سران اصلاحات در ادعای تقلب مجلس ششم نشون دادند در انتخابات هشتاد و هشت به جای اینکه روی تخلفات و مبادی رای آقای احمدی نژاد و باز کردن قضیه فساد اقتصادی پای بفشاره، با کمیته صیانت از آرا و جریان سازی قبل از انتخابات آقای موسوی رو مجاب کرد که به تلافی مجلس ششم ادعای تقلب کنه. نکته عذاب آورشم اینجاست که آقای موسوی چند ماه بعد از انتخابات تنها کسیه که همراه با آقای تاجزاده به ادعای مضحک شورای نگهبان در انتخابات مجلس ششم اشاره میکنه و حاضره حتی با قربانی شدن خودش مفری برای ادامه حیات اصلاحات پیدا کنه ولی باز هم اصلاحات و جریان رسانه ای اون به جای مانور روی انتخابات مجلس ششم و اعاده حیثیت از آقای تاجزاده که اتفاقا عضو مشارکت و مجاهدین هم هست، در مورد ادعای سال هفتاد و نه شورای نگهبان سکوت میکنه:
مهندس موسوی: شما در انتخابات مجلس ششم هفتصد صندوق را ابطال کردید تا یک نفر را وارد مجلس کنید
www.salaamnews.ir/ShowNews.php?8608
(گویا سایت سلام وابسته به مجمع روحانیون مبارز اخیرا متن این خبرو پاک کرده!!! تاریخ انتشار این خبر نوزدهم مهر هست که همچنین در اون اومده بود که همونجور که شما گفتین که نه حزب مشارکت و نه آقای موسوی مردم رو به خیابون دعوت نکردند که هیچ تازه یه پیشنهادم آقای هاشمی شاهرودی داده بودن که وقتی رد میشه آقای موسوی پی اون رو هم نمیگیره. تو متن خبر اومده بود: " موسوی تاکید کرد:«سه ، چهارماه است که علیه بنده و افراد دیگری که از ما حمایت میکردند ، به صورت یک طرفه در صدا و سیما و رسانههای خود دورغ میپراکنند و ما را تخریب میکنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع کنیم؟» او به دادگاههایی که با سر و صدای بسیار برای اصلاحطلبان برگزار شده بود اشاره کرد و گفت:«چه نتیجهای از این نمایش عاید شما شد؟ آیا به دنبال برگزاری دادگاه تفتیش عقاید هستید؟ آیا متوجه اثرات منفی آن در جامعه هستید؟ این طنز تلخی است که این روزها متاسفانه رخ داده است و من نمیدانم که چرا این مسایل و این اتفاقات در حال روی دادن است و چرا باید با نیروهای مومن انقلاب چنین کنند و امروز آنها در گوشههای زندان باشند.» میرحسین موسوی با یادآوری جلسه ای که با هاشمی شاهرودی رییس سابق قوه قضاییه داشت گفت:«آقای شاهرودی با بنده تماس گرفت و گفت آیا میتوانید به دفتر من بیایید؟ رفتم. آقای هاشمی رفسنجانی نیز آنجا بود که من اصلا از حضور ایشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتیم و آقای شاهرودی از بنده پرسید میخواهید چکار کنید؟ گفتم حرف ما که مشخص است. در این فضای تخریب به ما تریبون بدهید تا ما نیز از رسانه ملی با مردم به صورت زنده سخن بگوییم. قبل از آن نيز آقاي لاريجاني از من پرسيده بود كه حاضری به تلويزيون بروی. من نيز گفته بودم بله. در ديدار با آقاي شاهرودی، ایشان پیشنهاد برگزاری یک تجمع قانوني را دادند. پذیرفتم. همان لحظه ایشان با شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت. صحبتی کردند. آنها نیز پذیرفتند. بعد به من گفتند که درخواستی بنویسید. ما درخواستی را به امضای بنده تهیه و ارسال کردیم. چند روز بعد مطلبی از شورای عالی امنیت ملی برای ما ارسال کردند که طبق فلان ماده با برگزاری تجمع مخالفت کرده بودند. یک مدیرکلی نیز آن را امضا کرده بود.» ")
مصطفی تاجزاده روز گذشته در ملاقات با خانواده خود گفت:دادگاه از نظر من تمام شده است چون مادامی که دادگاه آقای جنتی تشکیل نشود و به شکایت من از وی برای ابطال غیرقانونی آرای مردم تهران در مجلس ششم و تغییر نتیجه آن انتخابات رسیدگی نشود، در هیچ دادگاهی از خودم دفاع نخواهم کرد.
وی همچنین در این ملاقات مراتب تشکر خود را از پیشنهاد های پنجگانه مهندس موسوی که اجرای آن ها راهگشا و وحدت بخش است،اعلام کرد و گفت: “این راهکارها کشور و انتخابات را در مسیر درست خود قرار خواهد داد.”
www.kaleme.org/1388/10/16/klm-7476
به گزارش کلمه ،مصطفی تاجزاده گفته است: اگر همان ده سال پیش که با تخلف از قانون توسط آقای جنتی که رئیس شورای نظارت بر انتخابات بود وبا سرپیچی از قانون انتخابات، بدعت گذاشته شد، شکایتم مورد رسیدگی قرار می گرفت و همان طور که برای من دادگاه تشکیل دادند، ایشان هم محاکمه می شد، امروز شاهد این مشکلات جدی برای کشور نبودیم. و دلیل شکایت من نیز این است که همچنان انتخابات آزاد را راه نجات کشور می دانم و معتقدم باید برای تحقق آن تلاش کرد.
تاجزاده با توجه به گفته های اخیر مسئولین قوه قضائیه مبنی بر عدم حاشیه امنیتی برای هیچ صاحب قدرت و مقامی و اجرای قانون برای همه، از آنان خواست تا برای اثبات حقانیت این ادعا هرچه زودتر دادگاه آقای جنتی را تشکیل دهد تا همه شهروندان ایرانی شاهد برابری حقوقی و عدم مصونیت بعضی و استفاده از حاشیه امن توسط آنان باشند.
www.kaleme.org/1388/09/24/klm-5759
بدعت گذاری ادعای تقلب و همچنین اجرای ابطال آرا در سطحی وسیع برای اولین بار در طول این سی سال چه زمانی اتفاق افتاد؟
ابطال بیش از هفتصد هزار رای مردم تهران (حدود بیست و پنج درصد کل آرا) و درصدهایی از شهرهای دیگر توسط شورای نگهبان
شورای نگهبان در سال هفتاد و نه خطاب به وزارت کشور: وقتی که مثلا آمار رسمی کل جمعیت واجد شرایط رای در یک حوزه انتخابیه را بیست و سه هزار و نهصد و بیست و هفت نفراعلام میکنند چگونه از صندوقهای آن حوزه بیش از چهل و شش هزار رای استخراج میشود!؟
www.hamshahrionline.ir/hamnews/1379/790308/siasi.htm#siasi11
وزارت کشور در سال هفتاد و نه خطاب به شورای نگهبان: در طول برگزاری انتخابات و پس از آن تا کنون هیچ ناظری گزارشی علیه عملکرد سوء یا تخلف مسئولان شعب اخذ رای در محل ماموریت خود ارائه نکرده است. ضمن آنکه هیچ گزارشی وجود ندارد که نشان دهد مجریان مانع فعالیت ناظران در شعب اخذ رای شده اند. مثلا چرا نام آقای رجایی که در رتبه بیست و هشت بوده در فهرست اخیر اعلام شده شورای نگهبان غیب شده است و چگونه رتبه آقای رفسنجانی از سی به بیست ارتقا یافته است. خود نمایندگان شورای نگهبان پس از بازشماری آرا در دو مرحله و بازشماری پانصد و بیست و هفت صندوق قبل از عید و چهار صد و نود و شش صندوق بعد از عید صحت انتخابات را به صورت مکتوب تایید کرده اند. ظاهرا آقای جنتی به این مساله آگاه نیست که مخزن صندوقهای رای در فرمانداری تهران پلمپ شده و تحت مراقبت شبانه روزی است و امکان محو ادله و قرائن و شواهد وجود ندارد. دبیر محترم شورای نگهبان شماره صندوقهایی را که ابطال شده اعلام نکرده است.
www.hamshahrionline.ir/hamnews/1379/790303/siasi.htm#siasi3
جریان حاکم ده سال پیش میگفت در انتخابات تقلب شده با اینکه آن انتخابات را نیز چند صد هزار نفر از مردم عادی کوچه و بازار برگزار کرده و معتمدین عادی محل مجریان رای گیری بودند
www.parlemannews.ir/gallery/set1/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA/4.jpg
www.parlemannews.ir/gallery/set1/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA/5.jpg
www.parlemannews.ir/?n=8209
بیخود نیست که استدلالهای آقای تاجزاده اونقدر به جریان حاکم فشار آورد و ایشون تنها متهمی بودن که بدون وثیقه آزاد شدن و تا منزل هم بدرقه شدن و هیچ جوابی برای استدلالهای ایشون وجود نداره
www.rajanews.com/detail.asp?id=46622
www.youtube.com/watch?v=vXXilHGZ_18
تاجزاده در مناظره با رسایی به دفاع از كميته صيانت از آرا پرداخت و گفت: وقتي ميگوييم ما از صيانت آرا نگرانيم دوستان وزارت كشور و شوراي نگهبان ميگويند كه نگران نباشيد ما هستيم در حالي كه اتفاقا ما از خود آنها نگرانيم.
اين عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در خصوص اتهام خود مبني بر تقلب در انتخابات در زمان تصدياش بر ستاد انتخابات كل كشور اظهار داشت: گفتند ما تقلب كرديم و درپي آن بنده و آقاي جنتي از هم شكايت كرديم كه بدنبال آن من را دادگاهي و مجازات كردند اما هنوز آقاي جنتي را احضار نكردهاند كه يك لحظه به دادگاه تشريف بياورند و من به دادگاه گفتم كه اگر ايشان نميآيند لطف كنيد دادگاه را خدمت ايشان ببريد.
وي همچنين تصريح كرد: هنگامي كه معاون سياسي وزير كشور و رئيس ستاد انتخابات بودم هر جا كه انتخاب برگزار كرديم دو تا هفت نفر به عنوان ناظر شوراي نگهبان حضور داشتند لذا اگر در آن شرايط رئيس ستاد انتخابات كشور ميتواند هفتصد هزار رأي تقلب كند، در حال حاضر كه هيئتهاي اجرايي و نظارت همسو هستند، نميتواند هفت ميليون رأي تقلب كند.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين ضمن حمايت مجدد از كميته صيانت از آرا، افزود: اما تا بحث اين كميته را مطرح ميكنيم ميگويند كه با دشمن همسو شده است.
www.raygah.blogfa.com/post-115.aspx
آقای سعید شریعتی عزیز اگر باز هم بپذیریم که عملکرد شامگاه بیست و دوم خرداد آقای موسوی تنها محصول ایشان بوده و جریان حاکم و همچنین بخصوص جریانی که شما هم اینک حامیشان هستید مانند حزب مشارکت یا بزرگان اصلاحات کوچکترین نقشی در آن نداشته اند میتوان پرسید که پس بزرگان اصلاحات چرا بر طبق ادعای سخنگوی شورای نگهبان در صبح سیزدهم خرداد هشتاد و هشت که تخلفات انتخاباتی و بداخلاقیها و تخریبها را نیز شامل موارد ابطال آرا دانسته بود، به خاطر تخلفات انتخاباتی خواستار ابطال آرا نشدند و خیلی غلیظتر از آقای موسوی دست به جریان سازی برای ادعای تقلب زدند؟
www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803121465
آقای سعید شریعتی عزیز اگر اشکال عدم تحمل کافی برای نقد شدن رو در دهه اول انقلاب برای آقای موسوی وارد بدونیم و با عملکرد بقیه و مثلا سرکردگان اصلاحات در نهادهای دیگر مانند قوه قضائیه مقایسه کنیم، بپذیزیم که مهندس موسوی (بر خلاف برخی از دوستان در دوره اصلاحات که فقط شعارش را میدادند و در حوزه عمل خیلی همم پایبند نبودند) مانند همیشه مرد عمل است و اکنون نسبت به این شعار(تحمل کافی برای نقد شدن) هم با گفتگوهایی که با شما داشته در حوزه عمل بدون ژست تبلیغاتی صادق بوده. این آزار دهنده است که شخصیتهای اصلاحات وقتی میخواهند به نقد درون گروهی بپردازن مصداق را فقط مهندس موسوی میگیرن در حالی که مثلا آقای توکلی در سایت الف همراه بیرحمانه ترین حملاتی که به شخص ایشون میکنه بعضی وقتا آنچنان دفاعی میکنه که شاید بزرگان سکوت کرده اصلاحات به خاطر برخی مصلحتها به بیان اون نمیپردازن.
www.alef.ir/1388/content/view/51316
آقای سعید شریعتی عزیز امیدوارم این نقد دلسوزانه و طولانی بنده موجبات ناراحتی یا خستگی شما را فراهم نیاورده باشه چون همونطور که گفته شد فقط از روی دلسوزی بود و من امیدوارم برخی از واقعیتهای دیگه هم در نظر گرفته بشه و مثلا شما قضیه انتخابات مجلس ششم رو هم به صورت گسترده رسانه ای کنین و در مناظره ها و مصاحبه ها با سند به اون بپردازین و همچنین بیان کنین که آقای موسوی دقیقا بعد از اینکه شورای نگهبان نتیجه قطعی انتخابات رو اعلام کرد پایان جریان انتخابات رو پذیرفت و در بیانیه فردای اون روزش هست که از مردم میخواد نحوه اعتراض رو تغییر بدن و گفت که خودش از این به بعد اعتراضشو از مجرای قوه قضائیه پیگیری میکنه یعنی اینکه حرکت خیابونی جمع بشه. و همچنین نه در بیانیه هفده بلکه تنها سه چهار هفته بعد انتخابات در بیانیه مربوط به خواستش مبنی بر تشکیل حزب راه سبز امید پذیرفت که دولت احمدی نژاد ادامه بده و حاکم باشه و در اون بیانیه هدف راه سبز امید رو انتقاد پارلمانتاریستی از دولت احمدی نژاد در زمینه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بیان کرد ولی بلافاصله کوبیده شد و از فکر تاسیس حزب هم با اجبار بیرونش آوردن و خلاصه کلام اینکه در تمام مدت بعد از اعلام رسمی نتیجه قطعی انتخابات توسط شورای نگهبان آماده تعامل بود ولی اونقدر بهش حمله کردند و حمله کردند که به عاشورا ختم شد در حالی که تا یک ماه قبل عاشورا هم هیچ بیانیه یا اظهار نظر رسانه ای نداشت(فقط شب قبلش آقای خاتمی تو جماران یه سخنرانی داشت). بعد اونهم که با کشته شدن خواهرزادش بزرگترین هزینه رو بین شخصیتهای سیاسی داد و در حالی که مخالف و موافق پیش بینی میکردن زیر اون فشار تندترین موضعش رو طی سال اخیر بگیره بیانیه معقول هفده رو صادر کرد و این در حالی بود که باز هم به اون بی محلی شد.
دوستدار شما
یا حق
منتقد - May 14, 2010 11:15 AM
منتقد :
مهندس موسوی: شما در انتخابات مجلس ششم هفتصد صندوق را ابطال کردید تا یک نفر را وارد مجلس کنید
www.salaamnews.ir/ShowNews.php?8608
(گویا سایت سلام وابسته به مجمع روحانیون مبارز اخیرا متن این خبرو پاک کرده!!! تاریخ انتشار این خبر نوزدهم مهر هست که همچنین در اون اومده بود که همونجور که شما گفتین که نه حزب مشارکت و نه آقای موسوی مردم رو به خیابون دعوت نکردند که هیچ تازه یه پیشنهادم آقای هاشمی شاهرودی داده بودن که وقتی رد میشه آقای موسوی پی اون رو هم نمیگیره. تو متن خبر اومده بود: " موسوی تاکید کرد:«سه ، چهارماه است که علیه بنده و افراد دیگری که از ما حمایت میکردند ، به صورت یک طرفه در صدا و سیما و رسانههای خود دورغ میپراکنند و ما را تخریب میکنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع کنیم؟» او به دادگاههایی که با سر و صدای بسیار برای اصلاحطلبان برگزار شده بود اشاره کرد و گفت:«چه نتیجهای از این نمایش عاید شما شد؟ آیا به دنبال برگزاری دادگاه تفتیش عقاید هستید؟ آیا متوجه اثرات منفی آن در جامعه هستید؟ این طنز تلخی است که این روزها متاسفانه رخ داده است و من نمیدانم که چرا این مسایل و این اتفاقات در حال روی دادن است و چرا باید با نیروهای مومن انقلاب چنین کنند و امروز آنها در گوشههای زندان باشند.» میرحسین موسوی با یادآوری جلسه ای که با هاشمی شاهرودی رییس سابق قوه قضاییه داشت گفت:«آقای شاهرودی با بنده تماس گرفت و گفت آیا میتوانید به دفتر من بیایید؟ رفتم. آقای هاشمی رفسنجانی نیز آنجا بود که من اصلا از حضور ایشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتیم و آقای شاهرودی از بنده پرسید میخواهید چکار کنید؟ گفتم حرف ما که مشخص است. در این فضای تخریب به ما تریبون بدهید تا ما نیز از رسانه ملی با مردم به صورت زنده سخن بگوییم. قبل از آن نيز آقاي لاريجاني از من پرسيده بود كه حاضری به تلويزيون بروی. من نيز گفته بودم بله. در ديدار با آقاي شاهرودی، ایشان پیشنهاد برگزاری یک تجمع قانوني را دادند. پذیرفتم. همان لحظه ایشان با شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت. صحبتی کردند. آنها نیز پذیرفتند. بعد به من گفتند که درخواستی بنویسید. ما درخواستی را به امضای بنده تهیه و ارسال کردیم. چند روز بعد مطلبی از شورای عالی امنیت ملی برای ما ارسال کردند که طبق فلان ماده با برگزاری تجمع مخالفت کرده بودند. یک مدیرکلی نیز آن را امضا کرده بود.» ")
منتقد - May 14, 2010 11:16 AM
واعجبا :
این نکته ای که در مورد مجمع روحانیون آمده است هم خیلی جالب است. آقای شریعتی شما می فرمایید هنگامی بر خود لرزیدید که صحنه دست و پا زدن ندا را در خون برای اولین و آخرین بار توانستید مشاهده کنید. بنده خودم شخصاً فراخوان رسمی مجمع روحانیون مبارز را برای حرکت خیابانی در 30 خرداد در سایت رسمی مجمع روحانیون مبارز مشاهده کردم. شکر خدا آقای موسوی که دیگر عضو مجمع روحانیون مبارز نیست و بعید است حضرتعالی ندانید اعضای مجمع روحانیون مبارز چه کسانی هستند.
لحظه ای تأمل
واعجبا - May 14, 2010 12:52 PM
مسعود رهبری :
سلام. اطلاعات جالبی بود. باز این نگفتنی هایتان بگویید. شاد و سبز باشید.
مسعود رهبری - May 14, 2010 1:03 PM
میرحسین موسوی :
ميرحسين موسوي: پيگيري قتلهاي زنجيرهاي واكسني براي نيروهاي امنيتي است.
مشاور رئيس جمهور و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: روشي را كه سعيد حجاريان در خصوص پيگيري قتلهاي زنجيرهاي دنبال ميكرد، بايد دنبال كنيم،چون پيگيري اين قتلها واكسني براي گروهها و دستگاه هاي امنيتي كشور ايجاد خواهد كرد.
مهندس ميرحسين موسوي در جمع خبرنگاران در بيمارستان سينا با محكوم كردن ترور سعيد حجاريان گفت: بايد ديد وي در چند سال گذشته چه مسايلي را عنوان كرده و چه كساني با وي مخالفت كردند.
وي هر اتفاقي كه در جامعه رخ ميدهد را مبتني بر يك مبناي نظري ذكر كرد و افزود: ممكن است كساني كه آن را تبليغ و ترويج ميكنند، متوجه اين مساله نباشند. اما گروه هايي كه به انقلاب طمع دارند، از آن در جهت خلاف انقلاب و تبليغ تزهاي خود استفاده ميكنند كه بايد با اين شيوه مقابله كرد.
ميرحسين موسوي انفجارات روز گذشته (انفجارات فرصت طلبانه ای که یک روز بعد از ترور سعید حجاریان روی داد) را كار منافقان دانست و خاطرنشان ساخت:منافقان ،مخالف آرامش مردم بوده و قصد ايجاد آشوب در كشور را دارند و مردم بايد هوشيار باشند.
وي تاكيد كرد: منافقان و كساني كه از نظر تشكيلاتي با آنها همسو هستند. نميخواهند خواستههاي مردم از روشهاي قانوني برآورده شود.
ميرحسين موسوي در پايان، به كارگيري راههاي مسالمتآميز را از طرق قانوني تنها راه پيشرفت كشور ذكر كرد.
(24/12/1378)
www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-4018
انتهاي پيام
میرحسین موسوی - May 14, 2010 2:18 PM
سيد فريد :
محمد رضا ابوالحسني فعالترين عضو بسيج مسجد فائق در سالهاي 70 تا 76 بود. وي دست راست مسوول پايگاه بود كه حاج عباس بوجارچي نام داشت و در بسياري از درگيري هاي فيزيكي حزب اللهي ها با سوسولها و قرتي ها حاضر ميشد.
همين محمدرضاي ابوالحسني يك بار يك كاسب جزء را به بهانه اين كه در خيابان برابر خئاهر دبستانياش كشف عورت كردهف به زيرزمين مسجد برد و با شلاق پشتش را كبود و خونين كرد. بعد هم كه معلوم شد آن كاسب متاهل بوده و چنين رفتاري از او صادر نشده، پشت نام بسيج و سپاه مخفي شد.
البته اميرفرشاد ابراهيمي هم با همين حلقه مرتبط بود و در برخي عكس هاي موجود در اينترنت هم در كنار بوجارچي و ابوالحسني رويت ميشود.
به نظرم چنين افراد فاسقي منابع خبري موثقي نيستند و به فرموده قرآن نبايد به اتكاء اقوال آنان هيچ قضاوتي كرد:
«ان جائكم فاسق بنبإ فتبينوا ان تصيبوا قوما بجهالة فتصبحوا علي ما فعلتم نادمين»
اين كه اخبار افراد بدكار را چون مويد تحليلهايمان شده بپذيريم خطايي است كه متاسفانه هر دو جناح مرتكب ميشوند.
سيد فريد - May 14, 2010 2:35 PM
غلامعلی عبدی :
خوب تا اینجا که ظاهرا همه حرفهای ابراهیمی درست بوده آیا غیر از این هست ؟
غلامعلی عبدی - May 15, 2010 6:30 AM
لیلا :
چه جالبه آقای شریعتی. اساسا شما هیچ وقت از هیچ چی مطلع نیستی! نه از دوربینها و نه از ... کاش به جای پرداختن به قصه های قدیمی داستان جدید اعدام فرزاد و ... اینها رو می گفتی ...
لیلا - May 15, 2010 3:38 PM