« نگفتنيها |
صفحه اول
| نامه اي به پارميس »
۰۷:۳۹ پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۹
همه بايد سهم خود را در فوران نفرت سياسي بر عهده بگيرند
مدير محترم سايت تابناك
با سلام و احترام
پيرو درج خبري قليه و قورمه و تحريف شده از سخنراني دو ساعت و نيمه بنده در دانشگاه علوم پزشكي مشهد به نقل از خبرگزاري برنا در آن سايت خواهشمندم كه بر اساس عرف رسانه اي و اخلاق مطبوعاتي توضيحات زير را كه حاوي اصل مباحث مطرح شده از سوي من در آن سخنراني است در سايت تابناك جهت اطلاع خوانندگان محترم درج نماييد.
اين توضيحات را براي تابناك مينويسم و نه براي برنا. چرا كه اساسا خبرگزاري برنا را در عداد خبرگزاريها و رسانه هاي امانت دار و حرفه اي نميدانم بلكه آن را باشگاهي بهره بردار از بيت المال مسلمين اما ابزاري براي سوءاستفاده يك جريان خاص در جهت ايجاد تبليغات رواني عليه رقباي سياسي تلقي مي كنم و تبعا هر نوع ارتباط با اين رسانه را بي فايده و توهين به ساير رسانههاي آزاد و امانت دار ميدانم. كاش خبرگزاري سازمان ملي جوانان اينقدر كودكانه به اعمال تحريف و تنظيم جهت دار مواضع رقباي سياسي دست نميزد و عرض خود نميبرد و زحمت ما نميداشت.
اين توضيحات را براي تابناك مينويسم چون در مجموع سايت باسابقه تابناك را سايتي امانت دار و منصف ميدانم كه مستقل از اختلاف نظرها ميتوان به صداقت آن اطمينان كرد.
با اين مقدمه لطفا اين توضيحات را به عنوان گزارش سخنراني من در مشهد منتشر نماييد:(توضيح آنكه اين گزارش بر اساس يادداشتهاي شخصيام از سخنراني تهيه شده است و به محض آنكه فيلم و صداي اين جلسه به دست من برسد نسخه كامل آن را در صورت نياز در اختيار سايت تابناك قرار خواهم داد.)
با تشكر
همه بايد سهم خود را در فوران نفرت سياسي بر عهده بگيرند
سعيد شريعتي عضو جبهه مشاركت ايران اسلامي كه به دعوت جامعه اسلامي دانشگاه علوم پزشكي مشهد در جمع دانشجويان اين دانشگاه حضور يافته بود اظهار داشت:« نگراني من براي آينده سياسي ايران فوران نفرتي است كه از سطح نيروهاي سياسي به لايه هاي اجتماعي تسري پيدا كرده است و وظيفه همه سياستمداران دلسوز ايران و نظام در همه جناحهاي سياسي آن است كه به هر طريق ممكن، منصفانه سهم خود را در بسط و گسترش اين نفرت فراگير معين كرده و به جبران مافات بپردازند.»
وي كه در هفته معلم در دانشگاه مشهد سخنراني ميكرد با گراميداشت ياد و خاطره استاد شهيد مرتضي مطهري عنوان كرد:« بسيار خرسندم كه در هفته معلم در شهر عالم اهل بيت حضرت علي ابن موسي الرضا و در ديار استاد شهيد مرتضي مطهري سخن ميگويم. شهيد سرافرازي كه از جمله معلمان انقلاب اسلامي بود و با شهادت خود در روز معلم اين روز را با اين همين عنوان در تقويم جمهوري اسلامي تثبيت كرد.»
وي با بيان اينكه آموزه هاي استاد شهيد مطهري هنوز هم براي جامعه امروز ما مفيد و راهگشاست افزود:« علاقه مندم كه با عطف توجه به آرايش نيروهاي سياسي در ايران امروز، عنايت دانشجويان و مخاطبان محترم را به ويژه به مقالات كتاب شريف پيرامون انقلاب اسلامي استاد مطهري جلب نمايم علي الخصوص به مقاله روشنگرانه انقلاب اسلامي و اسلام انقلابي كه حاوي نقدها و رديات استاد به برداشت هاي گروههاي معتقد به اسلام انقلابي از اسلام و مبارزه است.» وي تأكيد كرد:«پايههاي نظري اسلام انقلابي چنان خطرناك و خونريز است كه استاد مطهري به جديت به نقد آن ميپردازد و شاهد آن هستيم كه اولين قرباني گروههاي مورد نظر آقاي مطهري شخص ايشان و ساير چهرههاي طراز اول از ياران حضرت امام بودند.»
وي عنوان داشت بايد آن مقاله را امروز دوباره خواند و با انطباق آن با آرايش نيروهاي سياسي امروز صف انقلاب اسلامي را از اسلام انقلابي جدا نمود.
شريعتي در ادامه به نظريه حكومتي حضرت امام اشاره كرد و گفت:« به اعتقاد من ديدگاه حضرت امام در مورد حكومت ديني شامل يك سه ضلعي منفك ناشدني است. و آن سه ضلع شامل حاكميت مردم بر سرنوشت خود، ولايت مطلقه فقيه و فقه المصلحه است.»
وي در توضيح برداشت خود از نظريه حكومتي حضرت امام افزود:« با نگاه منصفانه ركن اول و اصلي اين سه ضلعي در نظر امام ميزان بودن رأي ملت است. به همين خاطر امام اگر چه يقين داشت كه پشتوانه مردمي انقلاب و نظام بيش از اكثريت مطلق است اما بلافاصله تغيير رژيم سلطنتي مشروطه را به جمهوري اسلامي به رأي مردم نهاد. قانون اساسي را تدوين نمود و به رأي مردم گذاشت و همواره از ولي نعمت بودن مردم سخن به زبان راند و جمله مشهور ايشان كه شعار جمهوري اسلامي شده، يعني ميزان رأي ملت است، نشانگر اهميت نقش مردم در حكومت ديني است.»
وي با تأكيد بر اينكه امام مردمسالاري و جمهوريت نظام را همانگونه كه همه دنيا ميفهمند ميفهميد افزود:«مردمسالاري از نظر امام صرفا در انتخابات و يك روز رأي گيري در هر چند سال خلاصه نميشد. اساسا انتخابات روز كارنامه دادن به دموكراسي و مردمسالاري است. دموكراسي بيش از آنكه در روز انتخابات متجلي باشد در فواصل زماني ميان انتخاباتها معنا مييابد. اركان دموكراسي و مردمسالاري هم روشن است. آزادي بيان، آزادي احزاب، آزادي مطبوعات، آزادي اجتماعات و همه اصولي كه در ذيل فصل حقوق ملت قانون اساسي آمده است به مردمسالاري و جمهوريت مورد نظر امام و تدوين كنندگان قانون اساسي معنا ميهد.»
وي در باره ركن دوم از نظريه حكومت ديني حضرت امام به مسأله ولايت مطلقه فقيه اشاره كرد و اظهار دشات:«ولايت فقيه موضوعي ريشه دار در فقه شيعه است اما حضرت امام اين موضوع را بسط دادند و از آن براي استقرار حكومتي ديني بهره بردند و از سال 51 كه در نجف درس خود را به توضيح و تبيين نظريه ولايت فقيه اختصاص دادند تا سال آخر حياتشان اين ديدگاه را مستمرا فربه كردند و بنيان نظام جمهوري اسلامي را بر پايه آن استوار نمودند.»
وي با تصريح به مطلقه بودن ولايت فقيه در نظر امام افزود:« از نظر امام ولايت مطلقه فقيه به معناي بسط يد حكومت ديني در پيگيري منافع و مصالح عمومي جامعه است و نه استبداد فردي به طور مطلق. ولايت مطلقه فقيه در برابر ولايت فقه به ميدان آمد و نه در برابر رأي مردم. امام ولايت مطلقه فقيه را ذيل ميزان رأي ملت است ميدانستند به همين منظور خبرگان رهبري و به واسطه آنان رهبري نظام از اركان انتخابي و به رأي مستقيم و مع الواسطه مردم استقرار مييابد و نه به خواست و كشف يك جمع خاص.»
وي با اشاره به تاريخچه فرايند منتهي به اعلام نظر امام در مورد ولايت مطلقه فقيه اظهار داشت:«ولايت مطلقه فقيه را حضرت امام زماني مطرح كردند كه لوايح دولت مهندس موسوي در مورد قانون كار و قيمت گذاري كالاهاي عمومي توسط دولت در شرايط جنگي آن روز و ضرورت هاي اقتصادي مملكت در وضعيت تحريم و جنگ عليرغم تصويب بيش از دو سوم نمايندگان مجلس، توسط شوراي نگهبان وقت مغاير شرع دانسته شد و امام در برابر نظر فقهي فقهاي شوري نگهبان جانب تشخيص دولت و مجلس را گرفت و عليرغم تصريحات صريح فقه شيعه در محترم دانستن اصل مالكيت خصوصي بر مبناي قاعده لاضرر و ضرار في الاسلام، امام موضوع احكام اوليه و ثانويه را مطرح كردند و تبيين نمودند كه ولايت مطلقه فقيه بسط يد حكومت ديني را فراهم ميآورد كه در جهت تأمين حقوق و مصالح و منافع عمومي احكام فقهي و حتي مسلمات شريعت را تعطيل نمايد تا حفظ نظام كه اوجب واجبات است ممكن شود. همين مسأله باعث شد كه حضرت آيت الله صافي گلپايگاني كه دبير وقت شوراي نگهبان بودند بنا بر نظر مخالفي كه در اين زمينه با حضرت امام داشتند و در پي مكاتبات وزير وقت كار با ايشان و ايشان با حضرت امام نهايتا از دبيري شوراي نگهبان كناره بگيرند. اتفاقا اولين و جديترين منتقدان حضرت امام در زمينه ولايت مطلقه فقيه فقهاي سنتي بودند كه بدين ترتيب ولايت فقه را در برابر ولايت مطلقه فقيه پايان يافته ميديدند.»
و ركن سوم و آخر نظريه حكومت ديني را فقه المصلحه حضرت امام معرفي كرد و عنوان داشت« امام در ادامه نظريه ولايت مطلقه فقيه اعلام داشتند كه چنانچه دو سوم نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي به موضوعي رأي مثبت دادند، آن موضوع عين شرع است و ساير احكام شرعي مغاير با آن بايد تعطيل شود اما با نظر جمعي از شاگردان خود و دست اندركاران نظام براي عملياتي شدن اين نظريه به تأسيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پرداختند و با ابرام ايشان در اصلاح قانون اساسي مجمع تشخيص مصلحت نظام به عنوان يك نهاد فصل الخطابي و حل منازعه در قانون اساسي جمهوري اسلامي رسمت يافت.»
وي در جمع بندي اظهارات خود تأكيد كرد:« ابتناي نظريه حكومتي حضرت امام بر اين سه ركن است و حذف و ناديده انگاشتن هر يك از اين سه ركن به انهدام كلي نظريه حكومتي حضرت امام منجر ميشود و متأسفانه اگر آسيبشناسانه به مسائل سياسي امروز ايران نگاه كنيم ريشه بسياري از مشلات سياسي در ميان خانواده انقلاب را ناشي از سه پارگي ميان اين نيروها و اكتفاي آنان به يكي از اين سه ركن به تنهايي مييابيم و براي بازگشت به سامانه اصلي نظام سياسي بر مبناي نظريه حكومتي حضرت امام بايد همه نيروهاي وفادار به امام هر سه اين اركان را محترم بشمارند و به لوازم آن تن دردهند.»
سعيد شريعتي در پاسخ به سؤال تعدادي از دانشجويان در مورد آنچه اعترافات وي در دادگاه و مغايرت آن با نظرات قبلي وي ميخواندند عنوان داشت:«به شخصه از اصل اعتراف به اشتباه و شجاعت تغيير نظر اشتباه دفاع ميكنم و اين كار را اخلاقي ميدانم. اما آنچه در دادگاه سوم شهريور هشتاد و هشت اظهار داشتم را اعترافات نميدانم. بيشتر معتقدم يك فرصت طلبي براي بيان ديدگاهايم بوده است. چون هيچ اجبار و اصراري از ناحيه هيچ كس بر من نبود نه در محتوا و نه در اصل بيان آن. گمان مي كنم تمام كساني كه نظرات و ديدگاهاي مرا دنبال ميكردند به عدم مغايرت نظرات سابق و لاحق من گواهي بدهند. آن دادگاه دادگاه من نبود و من در دادگاه غيرعلني محاكمه شدم. هيچ يك از اتهاماتي كه بر من وارد شده بود را نپذيرفته ام و دفاعيه كامل و جامعي در رد اتهامات وارده عليه خود تنظيم كرده و به دادگاه دادهام كه انشالله پس از ابلاغ حكم قطعي در اختيار افكار عمومي قرار خواهم داد. اعتراف آن است كه فرد صراحتا جرم خود را بپذيرد. در حاليكه من در آن متن پس از اعلام نظرات و ديدگاهها و پاره اي از انتقادهايم به فرايندهاي سياسي پيش و پس از انتخابات در نهايت خطاب به مقام معظم رهبري عرض كردهام كه من سرباز كوچكي هستم كه با نيت خيرخواهانه تلاش خود را وقف نظام جمهوري اسلامي كرده ام و اعتقادات من چنين و چنان است به شرح آنچه در آن متن آمده حال تصميم با شماست ميخواهيد عقوبت كنيد ميخواهيد ببخشاييد.»
وي در پاسخ به سؤالي در مورد استعفايش از حزب گفت: « من در نقطه اي از حركت سياسي خودم ناگزير بودم كه بر حسب پايبندي به اخلاق تشكيلاتي و اصول كار جمعي بر حسب دلايل و ضرورتهايي كه براي تصميم شخصي خود داشتم استعفاي خودم را از مقام حزبي ام اعلام كنم. طبيعي است كه كار جمعي اقتضا نميكرد كه من خودسرانه تصميم شخصي بگيرم و بدون آنكه تحفظ جمع را از كار خود نشان بدهم و از شوراي مركزي حزب كناره گيري نكنم مواضع شخصيم را در معرض افكارعمومي قرار بدهم. لذا ابتدا استعفاي خود را اعلام داشتم و در خلال آن نظرات شخصيم را عنوان نمودم. به هر حال از معناي لغوي استعفا كه طلب عفو و عذرخواهي است كه بگذريم، استعفا دو طرف دارد، يك طرف من بودم كه اخلاقاً در آن شرايط بايد از جايگاه حزبي ام اعلام استعفا مي كردم و يك طرف شوراي مركزي حزب بود كه تا آنجا كه مطلعم تا كنون هيچ نشستي براي رسيدگي به استعفاي اعضاي خود تشكيل نداده و بر اساس آنچه در سايت رسمي حزب منتشر شده است دوستان استعفاي ما را نپذيرفتهاند.»
وي با اشاره به پوستر تبليغي برنامه گفت: «دوستان در اين پوستر اشتباهاً درست نوشته اند كه فلاني عضو مستوفي حزب مشاركت. چون من بيش از آنكه خود را مستعفي از حزب بدانم، مستوفي حزب هستم. مستوفي به معناي حسابدار و پاسبان دارايي است. و از ريشه وفا است. من اگر استعفا دادم براي آن بود كه راه براي استيفاي حقوق حزب باز بماند. در هر صورت من كماكان خود را عضو حزب ميدانم و به مرامنامه و تعهدات حزبيم وفادارم. من هنوز خود را سبز ميدانم، البته يك انقلابي سبز نه يك سبز انقلابي.»
شريعتي در پاسخ به دانشجويي كه عنوان مي كرد شما پيش از دستگيري مردم را به خيابان دعوت كرديد و حال پس از رفتن به زندان ميگوييد آوردن مردم به خيابان اشتباه بود عنوان داشت:« اگر شخص من منظورتان است كه به گواهي اسناد موجود من از همان ابتدا مخالف دعوت مردم به خيابانها بوده ام و اظهارات من در جلسات ستاد و همچنين دفتر سياسي 23 خرداد حزب مشخص است. از آن گذشته حزب ما و حتي شخص آقاي موسوي در حضور دو ميليوني روز 25 خرداد نقشي نداشتيم. مردم معترض، خودجوش به صحنه آمدند. اساسا ما نميتوانستيم مردم را به خيابان دعوت كنيم چون تنها پنج ساعت پس از اعلام نتيجه نهايي انتخابات و پيش از پايان جلسه دفتر سياسي دبيركل، معاونان و اعضاي ارشد شوراي مركزي و دفتر سياسي حزب، پيش از هر گونه اعلام موضعي در محل دفتر حزب بازداشت شدند و روز بعد كه از زندان آزاد شديم مردم معترض در خيابانها بودند. بيانيه حزب ما هم كه بنده به خاطر تهيه پيش نويس آن به اجتماع و تباني جهت اقدام عليه امنيت ملي محكوم شدهام، حاوي هيچ دعوتي از مردم براي حضور در خيابان نيست، آنچه ما از معترضان به نتيجه انتخابات در آن بيانيه خواستهايم سازمان دادن اعتراضات در چارچوب قانون و رفتار مدني و پرهيز از تنش و خشونت و آشوب بوده است. من اگر چه با صدور حتي همين بيانيه هم مخالف بودم اما در دادگاه رسيدگي به اتهاماتم از حق آحاد شهروندان براي اعتراض به نتيجه انتخابات در موعد قانوني به روشهاي مشروع و مسالمت آميز از جمله بهره گيري از حق مندرج در اصل 27 قانون اساسي دفاع كردم و به لحاظ استدلالات حقوقي از مفاد بيانيه حزب نيز بر اساس قانون احزاب و تبصره يك ماده هشتاد قانون انتخابات دفاع نمودم. اما به عنوان نقد سياسي بر اتفاقات قائل بر اينم كه حتي رضايت دادن به حضور معترضان در خيابان و در معرض خشونت قرار گرفن آنان بر خلاف پراگماتيسم سياسي بود. و از اين نظر نسبت به اقدام آقاي موسوي و احزاب و گروه هاي سياسي حامي ايشان منتقدم.»
وي با بيان نقد خود از سياست خياباني گفت: «معتقدم كه در اين باره نيز بايد سهم همه گروه ها و جناح هاي سياسي بالسويه در فرآيند عصبانيت و نفرت عمومي مشخص شود. چه كسي ترديد دارد كه رفتار و گفتار آقاي احمدينژاد بر آتش نفرت سرباز كرده نيفزود. من به عنوان فردي مطلع به شما اعلام ميكنم استراتژي آقاي احمدينژاد و تيم مشاورانش در مناظره سيزدهم خرداد با آقاي موسوي بر دو محور اساسي مبتني بود اول معرفي آقاي موسوي به عنوان عامل آقاي هاشمي رفسنجاني و ثانياً عصباني كردن آقاي موسوي و طرفدارانش. متأُسفانه عليرغم اينكه اين دو راهبرد آقاي احمدينژاد پيش از انجام مناظره براي ما و گروه مشاوران آقاي موسوي روشن شده بود و آقاي مهندس را مطلع كرده بوديم اما ايشان در دام استراتژي احمدينژاد افتاد. حقيقتاً هواداران آقاي موسوي از برخورد آقاي احمدينژاد عصباني شدند و اين خواست آقاي احمدينژاد بود اين عصبانيت بر فوران تنفر پس از انتخابات افزود.»
شريعتي با تأكيد بر اينكه تصميم آقاي موسوي در اعلام پيروزي پيش از پايان انتخابات بر مبناي اطلاعات و تحليلهاي ناكافي و نادرست استوار بود اظهار داشت: «در اين مورد هم نبايد از سهم همه جناح ها و گروه ها و شخصيت هاي سياسي غافل شد. من به ضرس قاطع ميگويم در اين اشتباه سهم وابستگان و چهره هايي مشهور به اصولگرايي نه تنها ناديده گرفتني نيست بلكه حتي بيش و پيش از مشاوران و صاحبنظران اصلاح طلب حامي آقاي موسوي است.»
شريعتي با تأكيد بر لزوم رواداري انصاف در قضاوت در مورد شخصيتهاي سياسي و تصميماتشان اظهار داشت:« شرط انصاف اين است كه بر مبناي گفتگوهاي مستقيمم با آقاي موسوي شهادت دهم كه نيت و مقصود ايشان از اتخاذ چنين تصميماتي خيرخواهانه و در جهت مصالح ملي و برداشت ايشان از حقوق و منافع ملي بوده است اگر چه همچنان معتقدم كه آقاي موسوي در موضوع تداوم اعتراضات خياباني اقدامات سياسي اشتباهي صورت داده اند»
وي در مورد قرباني شدن تعداد زيادي از معترضان گفت:« اگر حقيقتش را بخواهيد من آن شبي ترديدهايم نسبت به اشتباه بودن اين مسير به يقين تبديل شد كه براي اولين و آخرين بار توانستم تصاوير دست و پا زدن ندا آقا سلطان را در خون خود مشاهده كنم. من نميتوانستم باور كنم كه فرايندهاي سياسي كه من هم به هر شكل و به هر اندازه در آن سهيم بودم به قرباني شدن جوانان و زنان و مردان بي گناه بيانجامد. من از خون ندا و مسعود و سهراب و اشكان ترسيدم و بر خود لرزيدم نه از بازجوييها و انفرادي و زندان. من يقين دارم كه ندا و مسعود گين (منفعت) خاصي در اين انتخابات نداشتند و اگر موسوي، كروبي يا رضايي نيز رئيس جمهور شده بودند چندان تفاوتي در زندگي شخصي آنان حاصل نميشد. ندا كه حتي در انتخابات رأي هم نداده بود. من نميدانم چرا بايد اين عزيزان قرباني انتخابات ميشدند. اگر هيچ كسي نميخواهد سهم خود را از به خون افتادن اين جوانان بر عهده بگيرد من اگر چه مخالف محض به خيابان آمدن آنان بودم اما به عنوان يك عضو كوچك از جامعه سياسيون ايران اخلاقا سهم خود را به گردن ميگيرم و از خداوند متعال طلب آمرزش و استغفار ميكنم.»
وي در پاسخ به واكنش يكي از حضار كه ميگفت ندا نمرده است اين قاتل نداست كه مرده گفت:« اين شعارها خيلي قشنگ است اما يقين دارم كه قاتل ندا هر كه هست الان راست راست راه ميرود و تا اطلاع ثانوي از چنگال عدالت و قانون مصون است و هرگز اين شعارها براي مادر ندا، ندا نميشود.»
وي در در پاسخ به سؤالي مبني بر اعلام نظر صريح در مورد مسأله تقلب گفت:« نظر شخصي من را اگر بخواهيد من عليرغم ميلم با مرور مدعيات طرفين قانع نشدهام كه تقلب گسترده اي كه نتيجه انتخابات را تغيير دهد، صورت گرفته است، البته اصراري هم ندارم كه كسي را قانع كنم و امروز پس از گذشت يكسال از انتخابات ادعاي حقوقي مبتني بر تقلب را رافع دعواي موجود نميدانم چون حتي اگر مستندات به اندازه كافي وجود داشته باشد داور مرضي الطرفيني وجود ندارد و به اين جهت ادعاي تقلب فيصله دهنده دعوا نيست.»
وي در پاسخ به سؤال يكي از دانشجويان در مورد نقش رسانههاي بيگانه در انتخابات و حوادث پس از آن گفت:« رسانه هاي بيگانه بيش از هر چيز منافع دول متبوعشان را پيگيري ميكنند و طبيعي است كه در مورد ايران هم آنان منافع خاص خود را دارند كه اجمالا در بي ثباتي و تضعيف جمهوري اسلامي است و بر اين اساس از سفره آماده دعواهاي انتخاباتي بهرههاي خود را برده اند. اما در اين مورد هم همه جناح هاي سياسي بايد منصفانه مورد نقد قرار بگيرند. به عنوان نمونه در مورد تلويزيون بي بي سي و هماهنگيهاي راه اندازي آن، آيا منتقدان اصلاح طلبان تا كنون از خود يا مراجع ذي ربط سؤال كرده آند كه آقاي صادق صبا با چه مجوزي و در پي چه نوع هماهنگيهايي چند ماه پيش از راه اندازي تلويزيون بي بي سي و كمتر از يكسال مانده به انتخابات براي مذاكره و ساخت فيلم مستند از اطراف و اكناف ايران در كشور ما حضور داشته است. پاسخ وزارت اطلاعات، وزارت خارجه، وزارت ارشاد دولت نهم، صدا و سيما، نيروي انتظامي و چندين نهاد و ارگان ديگر كه علي القاعده در جريان اين سفر و هماهنگيهاي آن بودهاند در مورد اهداف و برنامه هاي آقاي صبا و تلويزيون بي بي سي مورد سؤال به اين سؤال چيست. اين جاي سؤال بسيار دارد كه در كشوري كه يك دانشجوي مستند ساز براي گرفتن چند صحنه از اماكن عمومي بايد از دهها مركز، مجوز فيلمبرداري دريافت كند، رئيس تلويزيون بي بي سي در اطراف و اكناف كشور تصويربرداري ميكند و نهادهاي ذي ربط از اهداف و برنامههاي كوتاه مدت و بلند مدت وي و سازمان متبوعش بي اطلاع باشند.»
سعيد شريعتي
|| نظرات (22)
|| دنبالک (0)
دنبالك
دنبالك اين نوشته: http://saeedshariati.ir/cgi-bin/mt333/mt-tb.cgi/30
|
نظرات
امید جهانشاهی :
سلام اقای شریعتی. خوشحالم که دوباره وبلاگ شما فعال شده است. از روزی که شما را دیدم شما را فردی صادق و شریف یافتم و در این دورانی که گذشت همیشه به فکرتان بوده ام. امیدوارم همیشه خوب و سلامت باشید.
امید جهانشاهی - May 6, 2010 6:05 PM
سبز :
آقای شریعتی دیدگاه ها و نظرات شما به طرز کاملا محسوسی بر خلاف دیدگاه ها و عقاید شما در قبل از انتخابات است، چرا شماسعی نکردین نظیر بزرگانی چون آقای تاج زاده و مهندس نبوی قهرمانانه از چنگال کودتاگران خارج بشین و تن به خواسته های غیرانسانی آنها دادین؟، لطفا نگین که حرف هایی که در آن دادگاه نمایشی زدین دیدگاه های خودتونه که با این حرفتون به شعور و فهم مردم ما توهین میکنین، چون حتی یک کودک هم میتونه تشخیص بده که آن حرفها نظرات واقعی شما نبود، کاملا مشخصه که تحت فشار و شکنجه شدید روحی و جسمی این حرفا را می زنین
سبز - May 7, 2010 4:12 AM
سعيد :
سبز عزيز
نمي دانم چرا با اسم و رسمت كامنت نذاشتي تا با هم راحت صحبت كنيم
من هيچ دفاعي در مقال اين شيوه اعتراض و نقد ندارم چون هر چه بگم باز شما خواهيد گفت فلاني در چنگال بازجو باقي مانده است و اين حرفش هم به خاطر همين گرفتاري مي زنه.
اينكه من عوض شدم يا نشدم هم چيز مهمي نيست.
مستقل از من قال اگر در مورد ما قال اشكالي مي بيني اصلا فكر كن اين حرفها رابيش از دستگيري از من شنيده اي يا حتي فرض كن اين حرفها ديكته بازجوهاست. در هر صورت محتوا را نقد كن تا من بتوانم استفاده بهتري از نظراتت بكنم. ميدوني اين سوال تو چقدر تكراري و جواب من چقدر تكراري است ازاين معنا گذر كن.
سعيد - May 7, 2010 9:31 AM
احسان :
انتظار دارید سرفه های دو ساعت و نیمتان را هم بنویسند؟
احسان - May 7, 2010 11:29 AM
دانشجوی شریف :
آقای شریعتی
سلام
من باید بگم که معتقد به تقلب نبودم و نیستم اگرچه که به آقای کروبی رای دادم. ولی اگر بگیم که آقای موسوی اولش به خاطره توهم گفت تقلب شده اما بعدش چرا ادامه داد؟
آخه این چه وضعیه بود که ایشون درست کرد؟
کم کم دارم به این نتیجه میرسم که موسوی دروغ گو بوده و احمدی قاتل.
این ترکیبه خوبیه تا دیگه من بازیچه سیاست نشم و به هیچ کی رای ندم
ارادتمند
دانشجوی شریف - May 7, 2010 11:50 AM
م.ر :
سلام!
حفظ اخلاق و تعهد به سعید شریعتی تنها 2 چیز است؛ یا سکوت مطلق در برابرش. یا نقد کوبنده اش که او را برای یک لحظه به خود آورد که میتوانست به جای مشهد رفتن -بنا به دستور ...
به آن معترف دیگر هم گفتند و نکرد و حالا باز اوین است! شاید به کسانی دیگر هم گفته باشند ولی آنان الان آزاد هم باشند! تن ندادن برخی مواقع بد نیست! خدا نصیب نکند آدم قدم در راه فضلی نژادها بگذارد؛ قدم قدم آهسته آهسته
م.ر - May 7, 2010 12:17 PM
ص. :
آقای شریعتی... من در این مراسم و جلسه خصوصی بعد از آن حاضر بودم.
چرا حرفی از این که ندا و سهراب را شید راه آزادی می خواندید نمی زدید؟
چرا نمی گویید در جلسه بعد از این مراسم چه انگ هایی به مسئولین زدید و چه حرف هایی زدید
هر تشکلی 3 سوال پرسید ... چرا همه اش را نمی نویسید
ص. - May 7, 2010 5:46 PM
اصغر :
آقای شریعتی این متن درسته؟
http://www.goftaniha.org/2010/05/blog-post_07.html
اصغر - May 8, 2010 1:00 AM
حامد :
با عرض سلام!
اول از همه من يک سوالي دارم که شما چرا هر چند سال يک بار دستگير مي شويد و به سرعت اعتراف کرده و تمام عوامل اصلي را نقد کرده و آزاد مي شويد! بعنوان مثال ظاهرا علاوه بر شاهکار امسالتان، چند سال پيش هم در قضيه فرشاد ابراهيمي دستگير شديد و در کسري از ثانيه به همه چيز اعتراف نموده ايد!
البته شايد با اين روش خود را سياست مدار بدانيد و رفتار خود را نوعي سياسيت! ولي به هر حال مطلع باشيد که اين نوع سياست، سياست بزدلانه و کثيفي است و مطمئن باشيد با اين روش کجدار و مريض هيچ گاه بين مردم جايگاه خاصي نخواهيد يافت!
و يک سوال هم دارم که مگه شما به زندان تعزيري محکوم نشديد؟ پس چرا دوران محکوميتتان آغاز نمي شود؟ لابد منتظر دادگاه تجديد نظر هستيد و اين دادگاه هم براي شما چند سال ديگر برگزار مي شود و لابد اگر پسر خوبي باشيد در آن دادگاه حکمتان کم شه و نهايتا به پاي اين دولت پير خواهيد شد! الحمدالله
البته فکر نکنم اين کامنت رو منتشر کنيد ولي براي آگاهي خودتون اين مطالب رو گفتم!
حامد - May 8, 2010 1:08 AM
حامد :
البته ظاهرا کامنت ها بدون بررسي منتشر مي شوند، و بنابراين قضيه منتشر نشدن کامنت که به آن اشاره کردم منتفي است
حامد - May 8, 2010 1:09 AM
منتقد :
سلام
برنا هیچ تحریفی نکرده بود !
فقط گزینشی نوشته بود !
منتقد - May 8, 2010 2:22 AM
مریم :
آقای شریعتی کارتان دشوار و راهتان سنگلاخ است. از آنها که در زندان مانده اند فشار بیشتری را باید تحمل کنید امیدوارم توانا باشید.
مریم - May 8, 2010 3:20 AM
م.ن :
برنا هیچ دستکاری ای در خبر نداشت
گزینش کرده بود و بیشتر روی حاشیه های مراسم کار کرده بود.
تحمل شنیده شدن حاشیه های سخنرانیتان را هم ندارید؟
م.ن - May 8, 2010 8:29 AM
م.ن :
برنا هیچ دستکاری ای در خبر نداشت
گزینش کرده بود و بیشتر روی حاشیه های مراسم کار کرده بود.
تحمل شنیده شدن حاشیه های سخنرانیتان را هم ندارید؟
م.ن - May 8, 2010 8:29 AM
م.ن :
برنا هیچ دستکاری ای در خبر نداشت
گزینش کرده بود و بیشتر روی حاشیه های مراسم کار کرده بود.
تحمل شنیده شدن حاشیه های سخنرانیتان را هم ندارید؟
م.ن - May 8, 2010 8:29 AM
م.ن :
ببخشید سیستم ارور داد.یه کامنتم سه تا شد.
من متاسفم
م.ن - May 8, 2010 8:30 AM
م.م.خ :
با اجازتون در www.sooreesrafil.com با هدف اطلاع رسانی بهتر متن کامل جوابیه تون رو گزاشتم
م.م.خ - May 8, 2010 1:47 PM
محمد :
دوست من سلام
فقط از شما خواهش می کنم. عاجزانه خواهش می کنم.
شما نیز مانند بسیاری دیگر به شعور مردم توهین نکنید و شجاع باشید. شجاع
محمد - May 9, 2010 8:39 AM
سبز :
آقای شریعتی عزیز به اعتقاد من حداقل انتظار از یک فعال شناخته شده سیاسی منتقد(سابق) نظیر شمااین هست که به این راحتی چشم ها را بر حقیقت نبندید، شما در نظر قبلی که براتون فرستادم گفتین که محتوا را نقد کنم، چه محتوایی آقای شریعتی!!!؟، آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است!؟، آقای شریعتی حرفها و نظرات شما در شرایط فعلی بهترین خوراک و ابزار برای رسانه هایی نظیر کیهان، فارس نیوز، رجانیوز، یاالثارات، صداوسیما و... برای کوبیدن اصلاحات و دوستان سابق شماست، حقیقت از این واضح تر آقای شریعتی!!!؟، تا حالا سری زدین به این رسانه ها که ببینین چه به به و چه چهی می کنن از سعید شریعتی متحول شده!!!،
واقعاهمین را می خواستین آقای شریعتی!؟، شما یک زمانی خودتون منتقد اول این رسانه های دروغ، تزویر و ریا بودین و آن زمان توسط همین رسانه ها برانداز و ساختارشکن ختاب می شدین، تا حالا شده فکر کنین چی شده که حالا اینطور مورد تمجید همین رسانه ها واقع میشین!!!؟، از شما بعیده که اینها را ندانید، گفتین با اسم و رسم خودم کامنت می ذاشتم تا راحتتر صحبت میکردین، چه فرقی می کنه من کی هستم و کجا، مهم اینه که یکی از جوان های نسلی هستم که با رویای اصلاحاتی که شما و دوستانتان منادی آن بودید بزرگ شدم و حالا ناباورانه به اندیشه ها و حرف های امروزتون که در تضاد کامل با دیروز شماست نگاه می کنم و فقط یک علامت سوال بزرگ در ذهن ما شکل گرفته که چه بر سر امثال شما و آقای ابطحی آمده که در عرض 3 ماه اینچنین متحول شدین!!!، از سعید حجاریان عزیز انتظاری نداریم چون سعید با خون خودش نهال نوپای اصلاحات را آبیاری کرد و با شرایط حادو وخیم جسمی تاب شکنجه های روحی و جسمی آقایان را نداشت، اما شما چرا آقای شریعتی!!!؟، چرا اینقدر زود شکستین و مثل اکثر دوستانتان طاقت نیاوردین؟، شما چه در اعترافاتتون و چه در سخنرانی اخیرتون تاکید داشتین که در انتخابات تقلبی نشده و موضوع تقلب توهم هستش، واقعا همینطوره!!!؟، دستگیری اکثر قریب به اتفاق فعالین تاثیرگذار سیاسی در روز بعد از رای گیری(بعضی افراد نظیر آقای تاجزاده و رمضانزاده حتی قبل از پایان انتخابات دستگیر شدن)، قطع کامل شبکه sms و internet به مدت چندین هفته از قبل از پایان زمان رای گیری و قبل از اینکه شاهد حضور مردم در خیابانها باشیم، فیلتر سایت ها و مطبوعات منتقد، اجازه ندادن به ناظرین کاندیداها برای حضور بر سر صندوق ها، برخورد با جمعیت عظیم مردمی به وحشیانه ترین و خشن ترین شیوه و به خاک و خون کشیدن مردم و... هم توهم بود!!!؟، آیا همه ی اینا حکایت از پیش بینی و آمادگی قبلی دست اندرکاران انتخابات و مسوولان برای مقابله با سیل خروشان اعتراضات مردمی در مقابل تقلب صورت گرفته نمیکنه!؟، شما گفتین که با دیدن صحنه ی در خون غلتیدن ندا به این نتیجه رسیدین که راهتون اشتباه بوده، نه آقای شریعتی عزیز، راه و هدف شما مقدس و بزرگ بود و ندا و سهراب به درستی این راه و هدف ایمان داشتن، آنها برای جنگ به خیابون نیومده بودن فقط یک سوال داشتن و البته جواب سوالشون را هم با گلوله گرفتن، نداها و سهراب ها فدا شدن تا ما بفهمیم که راهی که انتخاب کریم درست هست و محکم بایستیم نه اینکه جا بزنیم آقای شریعتی، پس اجازه ندین که به خاطر منافع شخصی خون امثال ندا و سهراب پایمال بشه که این بزرگترین خیانت به اصلاحات و به راهی هست که شما سال ها برایش زحمت کشیدین، آقای شریعتی اگه نمی تونین در گفته هاتون صادق باشین پس حداقل سکوت کنین چون دروغ و ریا اصلا به شما نمی یاد!
سبز - May 9, 2010 10:00 AM
علی :
سلام آقای شریعتی عزیز
اول با شما به خاطر سالی گذشت همدردی می کنم اما بعد، شما در یکجا خود را سرباز نظام می دانید و از رهبری طلب عفو می فرمایید و در جای دیگر صحبتتان می فرمایید که از دیدن خون ندا و ... به خود لرزیدید. به این مساله نمی پردازم که برخلاف برداشت شما، اگر شما و دوستان حزبیتان هم دعوت نمی کردید این بار به خیابان می آمدند اما می خواستم بپرسم در کنار مسولیتی که برای خود و آقای موسوی و ... در قبال خون این شهیدان قایل هستید به نظر شما سهم مقام رهبری به عنوان فرمانده کل قوا با توجه به سخنرانی ایشان در نماز جمعه و مواضعشان در خون های ریخته چقدر است؟ منتظر پاسختان هستم. متشکرم
علی - May 9, 2010 11:42 AM
لیلا :
فکر کنم بعضی از دوستان در حال عافیت توقع دارند که بعضی افراد خاص جور همه را بکشند. علی جان محمد جان سبز جان ن. م جان ما همهمون باید برای پیدا کردن جواب سولا ندا و سهراب دست به کار بسیم. سپردن کار به تعدا افراد محدودی مثل آثقای شریعتی نه ما رو به جایی می رسونه و نه ....
لیلا - May 10, 2010 9:06 PM
:
جالب بود
Anonymous - May 11, 2010 12:39 PM