به بهانه سرمقاله پنجشنبه روزنامه همشهري
اگر موسى ( ع ) مىترسيد ، بر جان خود نمىترسيد ، بلكه از چيرگى نادانان و گمراهان مىترسيد .
امام علي (ع)، خطبه چهارم نهجالبلاغه
سرمقاله روز پنجشنبه روزنامه همشهري كه اكنون توسط حسين انتظامي سخنگوي شوراي عالي امنيت ملي و يكي از نزديكترين افراد به علي لاريجاني اداره ميشود، در شرايط سياسي كنوني كشور پرده از اختلافات عميق در پنهانيترين سطوح تصميمگيري براي سرنوشتسازترين مسأله سياستخارجي كشور بر ميدارد.
بيشك اين سرمقاله نميتواند بدون هماهنگي با دبير شوراي عالي امنيت ملي در پرتيراژترين رسانه مكتوب ايران درج شود و تصوير اختلاف راهبردي ميان رئيس شوراي عالي امنيت ملي ودبير اين شورا را به نمايش بگذارد. اگر اين سرمقاله در هر يك از روزنامههاي اصلاحطلب بدون هماهنگي درج ميشد، آن هم در شرايطي كه هر گونه سخن گفتن در نقد وضعيت پرونده هستهاي به شدت سانسور ميشود قطعاً ميتوانست آن مطبوعه را تا مرز توقيف پيشببرد.
با آنكه اختلاف ميان لاريجاني و احمدينژاد از مدتها پيش براي اهالي سياست آشكار شده بود، اختلافاتي كه برخي مسئولان ارشد پيگيري پرونده هستهاي را تا سر حد اعلام كنارهگيري و استعفا نيز پيش برده بود، اما هيچگاه به اين وضوح اين اختلاف علني نشده و براي آن محمل نظري نتراشيده شده بود. حتي آن زمان كه بدون هماهنگي با علي لاريجاني ثمره هاشمي مستقيماً به نمايندگي از رئيس دولت در موضوع هستهاي تور اروپايي گذاشت و به ديدار شيراك رفت جز گلايههاي قابل انتظار بروندادي از اين اختلافات نمايش داده نشده بود.
من در همان ابتدا كه لاريجاني به ظاهر مدار پرونده هستهاي كشور شد و مهار ديپلماسي كشور را در دست گرفت واعلام كرد كه سياستهاي دوران روحاني را كنار ميگذارد و به جاي سياست اعتمادسازي، سياست تهديدزايي متقابل را در پيش ميگيرد، با دريافتي كه از شخصيت علي لاريجاني و كلاً برادران لاريجاني داشتم در جاهاي مختلف اين گمانه را مطرح كردم كه استراتژي علي لاريجاني در پيگيري اين پرونده خارج كردن اروپاييها از معركه و رويارويي مستقيم ايران و آمريكا در اين ماجرا بوده است.
علي لاريجاني كه به اعتقاد من روح برادر ديپلماتش در پيكره منطق ديپلماسي او حلول كرده است، از ديرباز به دنبال ثبت افتخار گشايش روابط ايران و آمريكا به نام خاندان لاريجاني بوده است. مشهور آن است كه در دوران دولت اصلاحات كه هر گاه ميرفت اندك گشايشي در روابط ايران و آمريكا به وجود آيد حادثه و رخدادي يا الم شنگه و فريادي مانع از آن ميشد، از جواد لاريجاني نقل شد كه ما اجازه نمي دهيم كساني كه روزگاري نان قطع رابطه با آمريكا را خوردند امروز مجدداً نان گشايش مجدد اين رابطه را نيز بخورند، عادلانه آن است كه اين سهم نصيب ما شود.
تحليل من از گفتار و رفتار علي لاريجاني در ماجراي پرونده هستهاي اين بود كه او اين پرونده را بهترين محمل براي حل مسائل فيمابين ايران و آمريكا ميداند. در منطق اين تحليل علي لاريجاني معتقد است:
1) در نهايت تصميمگيرنده اصلي براي حل بحران هستهاي ايران در ميان جامعه جهاني آمريكاست و حرف آخر را او ميزند.
2) اروپا با ورود در ميانه اين دعوا در عمل از دو طرف باجخواهي ميكند.
3) ايران بيجهت رانت اضافي به دولتهاي اروپايي ميدهد، در حالي كه نهايتاً بايد نظر آمريكا در اين پرونده تأمين شود.
4) شكست اروپا و كنار رفتن عملي آنان تنها در گرو تندتر شدن موضع ايران و شكستن تعليقها و راهاندازي مراحل چرخه توليد سوخت هستهاي است. تنها در اين صورت است كه اروپا ديگر نميتواند آمريكا را نسبت به ايفاي نقش خود قانع كند و لاجرم آمريكا خود وارد ميدان ميشود.
5) با كنار رفتن اروپا از ميانه دعوا نشستن ايران و آمريكا در دو سوي ميز مذاكره بدون هيچ مزاحم ديگري توجيهپذير ميشود و آنگاه است كه ميتوان به بهانه پرونده هستهاي، پوشههاي ديگري را نيز گشود و آرام آرام دامنه مذاكرات را به تمام مسائل فيمابين كشاند و در يك پكيج بزرگ براي مسائل ميان ايران و آمريكا راه حل پيدا كرد.
6) طبعاً به موازات اين سناريو بايد تمام اهرمهاي در اختيار ايران در منطقه از افغانستان تا عراق و فلسطين و لبنان و ... در حالت آماده باش قرار داشته باشند و راهبرد دوگانه «همآغوشي در خارزار» با بهرهگيري از اين اهرمها پيگرفته شود.
اين نگاه راهبردي البته به شدت ريسكپذير و خطرناك و از اين منظر قابل نقد است و شايد پس از اين يادداشت به ارزيابي و نقد اين راهبرد بپردازم، اما تا ارديبهشت ماه امسال – مستند به سرمقاله همشهري- در محافل تصميمگيري غلبه داشته است و از آن تاريخ است كه زاويه و شكافها علني شده و عملاً اين راهبرد را با شكست مواجه ميكند.
به نظر ميرسد دو راهبرد رقيب فعلي تا مقطع خروج اروپا از معركه مذاكرات با يكديگر مشترك و متفق بوده است و از آنجاست كه در حاليكه لاريجاني آرام آرام چراغهايي را روشن و خاموش ميكند تا سفرههاي سبز ميز مذاكره ميان ايران و آمريكا پهن شود، احمدينژاد با دميدن در كوره اختلافات ايران و اسرائيل و طرح و دامنزدن به مسأله محو اسرائيل و ماجراي هولوكاست عملاً راهبرد سخنرانيهاي آتشين را البته با حمايتهايي كه پشت سر خود حس ميكند غلبه ميبخشد و شتاب سانتريفيوژ ديپلماسي هستهاي را تا حدي تند ميكند كه حتي علي لاريجاني نيز در آستانه پرتاب شدن از سيكلوترون تصميمسازي به بيرون قرار ميگيرد.
به هر حال سياست خارجي كشور در مرحلهاي نفسگير و بحراني قرار دارد و نطق چهارشنبه بوش نشان ميدهد كه هر دوي راهبردهاي فوق نه تنها وافي به مقصود نبودهاند بلكه موقعيتهاي برتر ايران در منطقه را نيز با خطرات جدي مواجه كردهاند.
همه دوستان را بارديگر به خواندن بيانيه اخير جبهه مشاركت دعوت ميكنم. ما را به سبب انتشار اين بيانيه و بيانيه نخستمان در روزهاي آخر سال گذشته به مرعوب بودن متهم كردهاند. اگر چه ما را پروايي از اين اتهامات كودكانه نيست. اما بايد گفت كه شعور ترس داشتن بالاترين شجاعت است و مرد شجاع ان است كه جايي كه لازم است بترسد با صداي بلند بگويد ميترسم.
اين بخش از سخن امام علي خطاب به خوارج را كه در ابتداي نوشته آوردم در اينجا مفصلتر مينگارم:
«كر باد ، گوشى كه بانگ بلند حق را نشنود ، كه آنكه بانگ بلند را نشنود ، آواز نرم چگونه او را بياگاهاند . هر چه استوارتر باد ، آن دل كه پيوسته از خوف خدا لرزان است . من همواره در انتظار غدر و مكر شما مىبودم .... شما در پس پرده دين جاى كرده بوديد و پرده دين بود كه شما را از من مستور مىداشت ، ولى صدق نيت من پرده از چهره شما برافكند و قيافه واقعى شما را به من بنمود . براى هدايت شما بر روى جاده حق ايستادم ، در حالى كه ، بيراهههاى ضلالت در هر سو كشيده شده بود و شما سرگردان و گم گشته به هر راهى گام مىنهاديد . تشنه بوديد و ، هر چه زمين را مىكنديد به نم آبى نمىرسيديد . امروز اين زبان بسته را گويا كردهام ، باشد كه حقايق را به شما بگويد ... كه من از آن روز كه حق را ديدهام ، در آن ترديد نكردهام . اگر موسى ( ع ) مىترسيد ، بر جان خود نمىترسيد ، بلكه از چيرگى نادانان و گمراهان مىترسيد .»
شخصاً اميدوارم خارج از حب و بغضها و اختلاف نظرهاي داخلي تدبيري عاقلانه و دورانديشانه و ملي (به تمام معنا) – نه بر مبناي منطق از اين ستون به آن ستون فرج است- براي خروج كشور از اين بحران انديشيده شود.
نظرات
علی (سرزمين من :
بسيار عالی و دقيق بود. لذت بردم از نوشته پرمغزتان!
علی (سرزمين من - January 12, 2007 6:19 PM
آرش :
سعيد جان عالی بود و پر محتوا. مرسی برادر
آرش - January 13, 2007 1:33 AM
محمدرضا یزدان پناه :
سلام آقای شریعتی! از تحلیل دقیقتون لذت بردم.نکته امیدوارکننده مسئله این است که به یاد آوریم لاریجانی بر خلاف نظر احمدی نژاد، به سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته ای منصوب شده بنابراین همانطور که شما نوشته اید مقاله اخیر همشهری واقعا جالب است.
البته کیهان هم در شماره امروز (یکشنبه) تیکه خودشو به همشهری و جام جم انداخت.
موفق باشید.
محمدرضا یزدان پناه - January 14, 2007 12:43 PM